هانا خانومی و بافت جدیدش
هانا جونم اگه بدونی خاله خدیجه همسایه روبروییمون انقدر دوستت داره که نگو همش میخوای پیش اونا باشی هرروز میری با مهرانه دخترشون که 15سالشه بازی میکنی و کلی اذیتش میکنی اما اونا لذت میبرن و هرروز تورو ازمن یک ساعت قرض میگیرن توهم با کمال میل میری اونجا حالا جالب اینجاست که از وقتی هوا سرد شده برای اینکه تو راهپله خیلی سرده پتو پیچت میکنم میفرستم اونطرف اولین بار کلی جیغ زدی اما وقتی ازپتو اومدی بیرون و دیدی رفتی اونجا کلی ذوق کردی،بعدشم ازون به بعد پتو پیچت میکنم ساکت ساکت میشی و هیچ حرکتی نمیکنی چون میدونی قراره سر از خونه خاله خدیجه دربیاری
ای دختره زرنگ و باهوشه مامان

حالا خاله خدیجه برات یک سویشرت وشلوار با یه کلاه و شال بافته که وقتی میپوشی دلم میخواد بخورمت بابایی هم عاشق این لباسته همش میگه همین رو بپوشون
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


هانا خانومی و بافت جدیدش 
